تبليغاتX
اشكان،شيرينی زندگی ما

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

اشكان،شيرينی زندگی ما



اشی مشی به روايت تصوير....

خب در آستانه ۲۱ ماهگی نفسم، چند تا عكس ميزارم

شرح شيطنتاش وشيرين كارياش باشه طلبتون

img98.com Image Upload Center اشكان در تولد نگار جون

 img98.com Image Upload Center ژست جديدت هنگام عكاسی!! img98.com Image Upload Center فدای مظلوميتت!!!!!!!

 img98.com Image Upload Center كوهسنگی در انحصار اشكان!!!! img98.com Image Upload Center متفكر سوار بر الاكلنگ!

img98.com Image Upload Center فكركنم اين ديزاين نتيجه تفكراتت بوده!!

88/09/04 توسط مامان سيما،بابا حميد |

اسمشو بزار فقط يه درد دل ساده...!

سلام نفسم

امروز ديگه نميخوام عكس بزارم،ميخوام باهات درددل كنم،ازت بپرسم!! نميشه كه فقط تو ازم سوال كنی!!

ميدوني پسرم؟!خيلي خستم،خيلی،از محيط،از يكسری آدمها،و از همه مهمتر از يكسری سوالات:

چرا يكسری از آدمها فقط دنبال يكسری سوال هستن كه جوابش تو زندگي مردم هست؟

تا مدرسه ميری؟ميپرسن نمرهات چنده؟ يكی نيست بگه ب ت و چ ه!!!

تا ميری دبيرستان؟ ميپرسن رشتت چيه؟ يكی نيست  بگه.............!!

دبيرستان تموم ميشه؟ همه چشا دنبالتن كه كی ميری دانشگاه؟ ميپرسن آزاد يا سراسری؟ يكی نيست بگه........!!

ميری دانشگاه ميگن كی ازدواج ميكنی؟ يكی نيست بگه.......!!!

ازدواج كه ميكنی اول شماره شناسنامه مادر مامان بزرگ مادر شوهرتو پيدا ميكنن بعد ميگن كی ميری خونه خودت؟

كی خونه ميخرين؟ (شانس بياری نفهمن خوانواده طرف پولداره وگرنه حسابهای اونها هم چك بشه بد نيست!)

ميری خونه خودت ميگن كی بچه دار ميشی؟ يكی نيست بگه......!!!

بعدش هم ميرسه به اينكه شير خودتو ميدی؟ دندون درآورد؟ راه افتاد؟ كی از دايپر ميگيريش؟ حرف ميزنه؟ دكترش ماركداره؟!!!!!

اينها عزيزم همش واسه بيشتر ايرانيها مشتركه، اما ماله من وامثال من كه شوهرشون ماموريت ميره يه منوی اضافه هم داره:

آخی،طفلی باباشو نميبينه چي ميكشه؟!! (آخي رو با چنان درصد خلوصي ميگن كه به زندگی كوزت غبطه بخوری)

باباش كی مياد؟

باباشو ديد چيكار كرد؟!!!(كاش فيلم ميگرفتی ميديدم)

باباش كی ميره؟(اگر 2 روز بخواد بيشتر يا كمتر بمونه كل رست ها رو چك ميكنن)

باباش رفت چيكار كرد؟!!!

يكی نيست بگه آخه ب ت و چ ه

حالا اگر اينها رو سمت شوهر ميپرسيد غمی نبود و تو دلت ميگفتی جناح مقابل هستن و بيخيال

اما عزيزم تمام اينها با يه نوازش تو يادم ميره!! با تويی كه از الان به فكر تولدتی و هرشب ازم ميخوای آهنگ تولد رو برات بخونم

با تويی كه همه ذهنت درگير اينه كه شمع روشن كنيم و فوت كنيم ومبادا تو خونه بی كبريت بشيم.

 با تويی كه وقتی بابايی ميره ماموريت منو ناز ميكنی وپستونكتو با تمام وجود بهم تعارف ميكنی

 

 

88/08/12 توسط مامان سيما،بابا حميد |

اندر تحولات الاحوالات آقا اشكان....!!!!

واقعا كه چه ميكنه اين 19 ماهگی !!!! خيلی متحول شدی فندقكم.هم جسمی هم اخلاقی.

ديگه به شدت سابق بهم وابسته نيستی و خودت خودتو سرگرم ميكنی ومن از اين بابت خيلی خوشحالم. بازی ميكنی،كتاب ميخونی،نقاشی ميكنی،تلوزيون نگاه ميكنی(سام سون،ويكتوريا!!! گاهی هم عمو پورنگ) خودت تنهايی تاب بازی ميكنی و صد البته كنجكاويات هم سر جاشه.

تو كارهای خونه خيلی كمك ميكنی: ظرفشويی رو واسم خالی ميكنی و دونه دونه ميدی دستم، لباسهای خشك شده رو از گيره محكم ميكشی و ميايی ميدی بمن،گردگيری ميكنی (دستمال گيرت نياد ميری برميداری،حالا هر دستمالی باشه) لگوهاتو جمع ميكنی(اما عمرا بقيه اسباباتو جمع نميكنی)

غذا خوردنت يكم بهتر شده: اما مشكل پسندی،بايد تست سبوسدار برات بگيرم و حتما 2 درجه تست تر كنم واست(كمتر يا بيشتر بشه نميخوری!!) با پنير خامه ای(اونم پنيری كه بابايی واست ميفرسته) هنوز هم عاشق دنت شكلاتی هستی و وای بر من اگر ببينی تو مغازه برات خريدم همونجا ميگی بشی بشیُ هاااام(يعنی بشينيم وبخوريم)

صبحها كه از خواب پاميشی ورزش ميكنی (اينكار رو من فقط 2 روز صبح برات انجام دادم،و روز سوم تو آغازگر ورزش بودی و منم يه مامان خواب آلود ذوق مرگ شده!!)

دامنه لغاتت بيشتر شده:ايس("ا" با صدای فتحه) اسب ،سيوش يا سيش (سوسك)،امد(ا با فتحه!!) آمد،بده ديگه!!!،

من: اشكان پيشی چی ميگه؟

اشكان:می..می

من: ما بهش چی ميگيم؟

اشكان: پش!!!(پ با كسره)

بهت ميگم اشكان پيشی چه جوری ميخوره؟ تند تند زبونتو مياری بيرون

من: اشكان بابا با چی مياد؟ دستت رو تو هوا حركت ميدی و ميگی هوووا يعنی با هواپيما

من: وقتی بابايی مياد واست چی مياره؟

اشكان: به به!

مراحل دفاع شخصی رو داری با موفقيت طی ميكنی ومن از اين بابت كلی مسرورم كه ميتونی از حق خودت دفاع كنی.

..اما با تمام شيرينيهاش اين ماه هم تموم شد و تو نازنين دل من و بابا پا در 20 ماهگی گذاشتی..مباركه عزيز دلم... ويه ماه ديگه با يكسری كارهای جالب و كلمات جديد ديگه.

88/08/05 توسط مامان سيما،بابا حميد |

به بهانه يه روز قشنگ..!!

عزيز دلم،فندقك بابايی،كنجد مامان خيلی خيلی دوست داريم.

خيلی ناناز و شيرين شدی.

صبحها فقط و فقط با بوسهات رو لب وگونه ام بيدارم ميكنی واين يعنی يه بمب انرژی اول صبح بهم تزريق ميشه.

خيلی بهتر صحبت ميكنی:بريم،بده،دست و..(آلزايمر و 1000 فراموشی)

با 4 چرخه ات تك چرخ ميزنی،تند ميری وسر پيچها يه دستيه حسابی ميكشی.

 روز جهانی كودك رو از ته دلم بهت تبريك ميگم. الهی هميشه شاد و سالم باشی

img98.com Image Upload Center img98.com Image Upload Center بمن بگو تو اين چشمات چی داری كه با هر نگاه نفسمو ميگيری عزيز دلم؟!!

88/07/15 توسط مامان سيما،بابا حميد |

والا با اين شيطنتها ،تيترم نمياد!!!!

2 ماه پی در پی گذشت ومن اينقدر غرق در شيرين كاريای تو نازنين پسرشدم كه فرصت آپديت كردن نداشتم و تو فندقك با كارهای جديد و شيرين كاريهای بامزه روز به روز بيش از پيش تو دلمون جا باز ميكنی و ما رو شيفته خودت ميكنی.

از ماه اول شروع ميكنم:

از احوال جسميت اگر بخوام بگم همه چيزOK هست . شما دارای يه قد بلند(ENDنمودار)هستی ووزنگيريت هم خوب بود. واكسن  18 ماهگيتو هم دريافت كردی. يه روز من با شخص جنابعالی مشرف شدم به مركز بهداشت(چون مثل هميشه كنسرو اعتماد به نفس بودم احساس كردم نميخواد كسی همراهيمون كنه و شما ساكت ميمونی). قبل از رفتن شما كلی خودتو تحويل گرفتی و واسه خودت يه بسته چوب شور برداشتی!!! بعد اونجا هم عين يه جنتلمن واقعی نشستی تا نوبتمون شد. اول يه لبخند مليح تحويل خانوم پرستار دادی اما بعد كه دقت كردی ديدی دستش سرنگ هست اخم كردی، بخوام مطلب خلاصه كنم بايد بگم زياد سر وصدا نكردی و فقط خيابون پاستور وحومه رو گذاشتی رو سرت!!!!!!!!!!!!!!! بعد هم هی ميگفتی جو جو (ترجمه:چوب شور) وقتی اومديم خونه شك كردم من واكسن زدم يا شما؟! آخه كلی دويدی. اما عصر ديگه نتونستی بلند شی و مثله يك سالخورده ناز اما غرغرو، پتو با يك كوسن با 2،3 تا اسباب مورد علاقه با كمی چوب شور وذرت برداشتی و نشستی پای تی وی عين آدم بزرگها. قربونت بشم

از صحبت كردنت بگم، كلمات جديدت: آگا(آقا جون وهر آقای ديگه) .بده. انا(من،نميدونم كی تو خونه عربی حرف ميزنه؟!!!)

دقای(آلمانی ديگه از كجا؟ نميدونم والا!!)جومون(اميدوارم منظورت جومونگ نباشه) آيس يا پا (بلند شو،ربطشو نميدونم!!) . علی(يا علی). جوجو(چوب شور)چيكا(چيكار ميكنی).دو(دوغ).

از كارهای مورد علاقتون ميتونم به دويدن رو مبل 3 نفره!!! تو تاريكی سراغ پريز برق رفتن(خدا بگم اديسون چيكارت كنه با اين اختراعت!) بازی با كريستال و... اشاره كنم.

از بازيهای مورد علاقت ميتونم به ضربه زدن به كيسه بوكست، جايجايی اجسام سنگين، ماشين بازی نام ببرم.

روز به روز شيرين تر اما وابسته تر ميشی،بيرون كه ميريم هيچ مذكری اجازه نداره نه باهات صحبت كنه،نه لبخند بزنه. اگر هم خدايی نكرده بهت دست بزنه كه بايد حداقل 1 كيلومتر از سوژه دور بشيم تا شما آروم بشی و گريه نكنی.

اين ماه شما كلی دوست جديد طی 2 قرار مامان مشهديا پيدا كردی، بله پسرم بالاخره ما مامانای نسبتا تنبل تصميم گرفتيم  حالا كه همه جدا جدا ميريم جنگل جادو ، خب يه روز دسته جمعی بريم تا شما ها همو ببينين.خيلی خوش گذشت البته شما دفعه اول، آخرش تب كردی و كسل شدی

اينهم شما ودوستات: آراد نازنين،مانی گل،محمد رضای ناناز،پيمان عسلی و بقيه ...،خانوما هم با شما آقايون عكس نگرفتند!!!!

img98.com Image Upload Center سری دوم قرار بجز محمد رضای نازنين،بقيشون يه سری ليدی ناز بودنimg98.com Image Upload Center

در اواسط 18 ماهگيت،اين ماه پر از شيرينكاری، 2 تا مهمون عزيز داشتيم،عمه جونهای شما.

من كلی نگران دير صميمی شدن جنابعالی بودم،اما ضحی خيال باطل!!! كلی باهاشون بازی كردی، تو وسايلشون سرچ كردی و فقط 3 دقيقه اول چپ چپ  نگاهشون كردی

....و بالاخره پا در ماه 19 گذاشتی و ناگهان زير و رو شدی!!!! كلی شيطون وكلی عاطفی

ديگه نميشه يك صدم ثانيه ازت غافل شد! هر لحظه يه فكر پر از شيطنت و يك كشف پر خطر به مغزت خطور ميكنه

گاهي در عرض 3 ثانيه تصميم ميگيری بری رو مبل،سپس دسته مبل و بعد هم يه صعود موفق به بالای ميز نهارخوری

گاهی احساس ميكنی تو مسابقه مردان آهنی هستی و چيزهای سنگين رو بزور بلند ميكنی يا هل ميدی

گاهی كه صدات در نمياد  بعد با صورتی بزك دوزك كرده با يه لبخند سرشار از شيطنت جلوی بنده رژه ميری

گاهی كلی كلمه جديد ميگی ،گاهی هم دريغ از يه كلمه. ميگی خو ميتا(خونه ميترا،دختر خاله شيطونت)كوجا؟(كجا؟)

گاهی  زير پات جعبه لگو رو ميزاری تا بهتر به اهداف مخربت دست پيدا كنی(نه اينكه همينجوری قدت خيلی كوتاست؟!!)

گاهی به خوراكيهای خاصی علاقه نشون ميدی مثل: سس هنز با تست!! سالاد شيرازی، نان سير،شكلات 70 و 90 درصد،پياز!!!

 گاهی هم چنان احساساتی ميشی و ميايی منو ميبوسی ،نازم ميكنی و تو بغلم ميشينی كه ميخوام درسته قورتت بدم.

الهی هميشه همينطور شيطون بلا اما سالم باشی۱۸ و۱۹ ماهگيت هم مبارك

 

 

 

88/07/05 توسط مامان سيما،بابا حميد |



خدای مهربون در روز 5 اسفند 86 محبتشو در حقمون تمام كرد و يه فرشته ناز به زندگي عاشقانه من و بابايي آورد و اينطوری اشكان شد نفس ما، اميدوارم زود بزرگ بشی و خودت نويسنده خاطراتت باشی.
sima_sisi_s@yahoo.com

خاطرات
بدون شرح....!!
شيطنتهای آق اشكان
درد دل با نفسم اشكان
اختراعات آشپزِی مامان خانومی
اشی مشی به روايت تصوير...!!!!